miraculous ladybug - مطالب آدرین و کت نویر

کمیک"گرفتن کوامی"قسمت 3

شنبه 31 تیر 1396 09:10 ب.ظ

نویسنده: Roghayyeh
موضوع: تیکی | کمیک | آدرین و کت نویر | مارینت و لیدی باگ |
سلام
اینم از قسمت 3
لذت ببرید
راستی به وبم سر بزنید:r-s-12.mb.com
http://s8.picofile.com/file/8301315450/3.png




نظرات : نظرات

ابزار امتیاز دهی



ادامه ی داستان فهمیدن هویت ( امید وارم خوشتون بیاد) قسمت اخر

پنجشنبه 29 تیر 1396 03:32 ب.ظ

نویسنده: الینا دوپان چنگ
موضوع: مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر | اخبار |
"آپلود عکسآپلود عکس"خوب بچه ها اینم عکس این قسمت اخر داستانمونه امید وارم خوشتون بیاد زیاد حرف نمیزنم. مارینت: ساعت گوشیم زنگ خورد و.... تیکی... تیکی کجایی کجاییی تیکی: من اینجام مارینت اینجا رو تو کامپیوتره رو .... مارینت : چیه تیکی باز چی شده من خوابیدم دیرم شده بعد تو داری بیسکوییت میخوری فیلم میبینی تیکی: مارینت لطفا بیا اینو ببین مارینت: چیه امکان نداره مسابقه ی فشن در پاریس که طراح معروف گاربیل اگرست در ان حضور دارد که از پسرش ادرین اگرست خواسته یک از دانش اموزان مدرسه اش را برای دوخت و دوز لباس به عنوان شرکت کننده بیاورد! تیکی حاضر شو باید به کت بگیم منو انتخاب کنه یعنی به ادرین بدو!!!!! کیفم کو مامان مارینت: عزیزم کیف پایین برای اینکه توش خوراکیتو بذارم اووردم پایین .. مارینت : اومدم .. مامان بابابای مامان مارینت: عزیزم صبحانت رو نخوردی ... مارینت : با الیا قرار بخورم بای ... تیکی بدو ادرین ادرین .... ادرین: با نوی من چی شده سلام مارینت: ادرین تو باید منو واسه دوخت و دوز لباس برای مسابقه  انتخاب کنی لطفا ادرین: چرا که نه اخه کی عشقشو انتخاب نمیکنم بابام هم تو رو تایید کرده بعد او شاه کار کلاهت از کارت خیلی خوشش اومد مارینت : ممنونم ادی خلاصه ادرین دستم گرفت طبق روالش بوسید کلویی : نه نه نه نه این امکان نداره من دیوانه شدم ادرین دستشو بوسید یعنی اون دوسش داره نه منو ادرین نگو منو دوست ندارم ... ادرین : نه ندارمت من مارینت رو دوست دارم چون چیزی درباره ی تو به من گفت که دیگه فکرشم نکن دوستت باشم و یک اتفاقی افتاد که من به مارینت علاقه مند شدم کلویی : بهتر یک دونه بزنم تو سرم و برممممممممممممممممممممممممم الیا: مارینت من خواب نمی بینم یا حقیقته ...مارینت: هی الیا بیار گوشتو من و ادی نمیخوایم کسی بفهمه الا تو نینو و کلویی فقط میدونید ok الیا : ok مارینت مارینت : ادرین من یکم استرس داارم نکن کلویی به همه گفته باشه ادرین: نه بانوی من امکان نداره بریم. کلویی  : بچه ها ادرین به مارینت و مارینت به ادرین علاقه مند شده با چشمای خودم دیدم.. مارینت : چی خلاصه افتادم  و.... ادرین :مارینت چی شد .. کلویی : همش فیلمه معلم: کلویی برو سر جات و اینقدر چرت و پرت نگو کلویی : ام ایممممممممممممممممممم اه معلم : مارینت حالت خوبه مارینت: بله خوبم خانم فقط لیز خوردم ... معلم : ببینم واقعا 2 طرفس مارینت : خانم شما هم اره ولی لطفا به کسی نگید معلم : باشه پاشو مارینت : کلاس تموم شد و من ادرین عصر با هم قرار داشتیم و..... ادرین : پلک این بهتره یا این اهان این خوبه مارینت : تیکی این خوبه یا این اهان همین خوبه خوب بریم و خلاصه این طوری شدیم و اینم بگم پاییز بود و هوا سرد بود. خوب چطوره و..... مارینت من اینجام مارینت : اوه ادی اومدم    چطوری چه تیپی  ادرین : تو هم همین طور ای وای بارون گرفت اهان من یک چتر اووردم .. بیا بگیرش مارینت  ... مارینت: این دفعه دستمو میذارم روی دستت ادرین : میای قهوه بخریم با روکش خامه مارینت: چرا که نه گرفتیم و..... ادرین میشه بریم کناره برج ایفل بخوریم ادرین: چرا که نه بانو ی من بارون بند اومد مارینت: ولی خیلی سرد ادرین: هی غروب افتابو و اگه سرده ته بیا به من بچسب مارینت: چی باشه میدونی چیه ادی ادرین: اره بیا با هم بگیم چون من حرف دلتو میخونم .. مارینت  و ادرین: هیچ وقت راز عاشقانه نداشتم که اون  تویی
آپلود عکس مارینت: اوف ! ادی من باید برم کلی کار دارم برای فردا باید پارچه بخرم و لباس مسابقه رو بدوزم خیلی ببخشید میبینمت فردا ادرین: باشه بای بانوی من فقط مراقب خودت باش مارینت : باشه بای.  خوب تیکی این پارچه عالیهبرای اصل کار چون یک چیزی تو ذهنم دارم ... لباسو دوختمو عالی که سوپرایز دارم و.... ادرین : مارینت بیام دنبالت ... مارینت : اره مرسی .... 15 دقیقه بعد .. ادرین: رفتم دنبال مارینت و رفتیم مسابقه که رسیدیم و........... خوب ببینم این مارینت چه کرده... و راستی همه ی شرکت کنندگان اومده بودند و فقط بابا یکی رو فعلا انتخاب کرده و ... مارینت: تیکی دارم از استرس میمیرم الان پرده کناره میره رفت برو قایم شو هوفف خلاصه من انتخاب شد و ... باورم نمیشه ههه ادرین: مارینتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت عالیه مارینت: ادرین اینجا نباید ع...شش..ققق ادرین: اوه ببخشید خلاصه مارینت عکسشم تو مجله چاپ شد اینطوریآپلود عکسمارینت: خیلی ازت ممنونم ادرین بوسسسسسسس ادرین : خواهش خوب تموم شد نظر یادتون نره سوپرایز دارم ظهر یا عصر 11 خبر در مورد فصل 2تازههههههههههههههههههههههههههههه



نظرات : نظرات الینا دوپایان چنگ

ابزار امتیاز دهی



ادامه ی داستان فهمیدن هویت ( به خاطر شما امشب گذاشتم)^-^

چهارشنبه 28 تیر 1396 09:33 ب.ظ

نویسنده: الینا دوپان چنگ
موضوع: مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر |
آپلود عکس         آپلود عکس"ادامه ی داستان......  مارینت: تیکی این احمقانس اخا چرا باید علاقه مند شم البته اگه راستشو بخوای من یکم به کت علاقه مندم  ببین طبق افکار من ادرین رو 99% دوست دارم یکم به خاطر خوشگلی و بقیه خوش اخلاق و مهربون و راستگو بودنش و کت نویر شاید باورت نشه 40% چون به خاطر روز ولنتاین او اتفاق ... خوب بگذریم و با حال بودنش و مهربونیش ای وای دیر شده تو مدرسه با ادرین و مکس مسابقه دارم بیا بریم .... تیکی: بریم و حرفات کاملا درست بود بای بای مامان بای بای بابا  بابای مارینت: هی مارینت صبر کن خوراکی ببین چی درست کرد واست ماکارون فرانسوی مارینت: وای من عاشق ماکارون مرسی بابا به فرانسوی مغسی بوکو من پغ بای الیا : خوب سلام خانم .... اهان قهرمان اونم با ادی می خوای بدیمسابقه... مارینت: اه الی ادرین : سلام مارینت مارینت : او ام ... سلام ادرین ادرین: خوب... میخواستم بهت بگم امروز مکس نیومده و شما باید با من 2 تا مسباقه بدی ولی الیا و نینو میگن اگه تیم قبلی مون رو شکست بدیم یعنی این مسابقه رو برنده شیم یک سوپرایز دارند مارینت : نمیدونم ولی بهتر دیگه بریم اقای مدیر : تیم قبلی مجموعا 130 امتیاز کسب کردند و اگه ادرین و مارینت 200 امتیاز بیارن اونها یعنی کلویی و کیم رو شکت دادند مارینت : خیلی خوب شروع اه ام اه ای ما مسابقه دادیم 200 امتیاز کسب کردیم و...... عالیهههههههههههه هوراااااااا ادرین بزن قدش من و مارینت اتفاقی مثل اینکه با لیدی باگ میزنی قدش زد و... چهرمون این طوری شد کلوییی : خوب الان کاری میکنم ادرین ازت نا امید بشه خوب این پوست موز کارتو تموم میکنه مارینت : ای وای خدای من ... من داشتم می افتادم همش کار کلویی بود که ... ادرین: ای وای داره مارینت می افته اهان دستمو میگیرم دور کمرش تا نیوفته مارینت!!!!!!!! مارینت: اه ادرین هر دومون چهرمون این طوری بود مارینت : ادرین خیلی خیلی ممنونم ازت من دست و پا چلفتی نیستم همش این پوست موز تقصسیر داره ادرین : میدونم مارینت جا....ن.. مارینت : چیزی اخرش میگفتی جا.. ادرین : نهنههیچی الیا : خوب منو نینو براتو سوپرایز داریم نگاه کنید اینوآپلود عکسادرین و مارینت: وای خیلی ممنونیم ... مارینت: الیا و نینو از هر دوتون خیلی متشکریم اوه متاسفم دوستان من امروز یک کاری دارم باید برم ادرین: منم همین طوربای تیکی من میخوام چون حوصلم سر رفته برم گشتی بزنم تیکی متصل شو ... احساس میکنم به کت علاقه مند تر شدم چونفکر میکنم هر روز کنارم هی ای وای گردبند نور دارد دیگه وقته شه عالی من باور نمیکنم ادرین : پلگ یک کاری دارم متصل شو ... چی گردن بندم داره نور میده داره قلبم تند نتد میزنه یعنی لیدی باگ انقدر زود به من علاقه من شد باید بریم سمت نور بچه ها لیدی باگ و کت نویر شعر میراکلس که میشناسید رو خوندن و .... لیدی باگ: کت کت نویر: لیدی باگ دیگه وقتشه لیدی باگ : کت.... میشه بقلت کنم کت : چرا که نه خلاصه گردنبند های یین و یانگشون بهم خورد و.... لیدی باگ و کت نویر : چی شده چرا همه چی محو شد ... کت تو کجاییی کت : تو کجایی من صدا تو میشنوم تو کوامیت از گوشوارت در اومده لیدی باگ : اره و لباسم عوض شده مجلسی شده وای اون بالا رو داره مارو میکشه ... بالا.... خلاصه اون ها داشتند خواب میدیدند اون گردنبند یین و یانگ وقتی بهم خوردند لیدی باگ و کت نویر رو به خواب بردند و....... مارینت : اه چه اتفاقی افتاد کت چیییی...ییی ادرین ... امکان نداره ادرین : چه اتفاقی  افتاده مارینتتت...تت..ت مارینت : من ادرین گریه کردیم و تمام اتفاقاتی تو طی این روز ها افتاده رو به یاد اووردیم من دویدم . دیدم و.... ادرین متاسفم من تو رو نمی خوام ادرین : مارینت صبر کن اگه منو دوست دارییییییی مارینت : وایسادم و دوییدم بقل ادرین و... ادرین ببخشید من از اولینباری که دیدمت عاشقت شدم ادرین : چی هیچی ولش کن مهم اینکه ما همدیگر رو دوست داشتیم منم عاشقتم هی اینجا رو مارینت لباسامون لباسشون ایجوری بودآپلود عکسمارینت و ادرین : خیلی دوست دارم و خلاصه ماچ ... پایان ببخشید خیلی دوستان طول کشید اخه دنبال عکس هم خیلی گشتم بخاطر همین طول کشید امید وارم خوشتون  بیاد نظر فراموش نشه 



نظرات : نظرات الینا دوپایان چنگ

ابزار امتیاز دهی



داستان: فهمیدن هویت!!!!!!!!

سه شنبه 27 تیر 1396 11:11 ب.ظ

نویسنده: الینا دوپان چنگ
موضوع: مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر |
آپلود عکسمارینت : تیکی من دیگه تحمل ندارم و میخوام ببینم کت کیه دیروز هم کت گفت من میخوام او نقاب هامون برداشته بشن دوست دارم گریه کنممممممممممممممممممممممم    تیکی : مارینت این مشکلی جدی هستش که باید استا د فو در برابر کتاب میراکلس این مشکل رو حل کنه و تو و کت نویر باید برید پیش استاد فو مارینت : هی تیکی او نجا رو کت اونجاش بدو متصل شو که بریم بهش بگیم تیکییییییییییییییییی متصل شوووووووووووووو .      لیدی باگ : کت صبر کن ای وای پوست موز وایییییی اههههههههههههههه وای خدا کمکم کنچی کت : گرفتم .. لیدی باگ :  همین دیگر رو نگاه کردیم و من برای اولین بار صورتشو ندادم عقب . ممنونم کت لطف بزرگی کردی خب میخواستم یک موضوع مهمی رو بهت بگمکت: خب بذار فکر کنم .......اهان تو عاشقم شدی یا میخوای منو بزنی یا میخوایی نمیدونم....... لیدی باگ : هی من تو رو دوست ندارم یکی دیگرو دوست دارم و همه ی این رو که گفتی غلط بود و من این موضوییی هست که میخوام بهت بگم  که من دیگه تحمل ندارم میخوام اون پشت نقابتو ببینم تو هم همین حس رو داری میدونم پس  بیا بریم پیش استاد فو شاید تو اونو نشناسی اون کسی هست که انگشتر و گوشواره رو به ما داد اون میدونه تو ومن کی هستیم نظر تو چیه کت : هر چی شما بگی با نوی من منم با این موضوع موافقم لیدی باگ: عالی شد خوب بریم ...... در رو زدیم و .... استاد فو شما اینجایید استاد ... کت : استاد فو من و لیدی باگیم .... استاد فو : اومدم اومدم اوه ما.... لیدی باگ و اددد.... کت نویر بیایید تو خوب الان چایی سبز میارم میل کنیدخوب چه مشکلی دارید راستی از الان بگم لیدی باگ تو که من رو دیدی و میشناسی اما تو کت نویر من کسی هستم که گوشواره و انگشتر رو به شما ها داد و من میدونم شما ها کی هستید. .. کت: اوه خیلی خوشبختم استاد فو: خوب لیدی باگ چی شده ...لیدی باگ: استاد من و کت میخوایم هویتمون رو بفهمیم ایا امکان دارهاستاد فو : لیدی با گ این گردنبند های یین و یانگی رو که میدم بندازید گردننتون وقتی این گردن بند ها نور  دادن یعنی موقع هویت فهمیدن هستش ولی شما باید بهم علاقه داشته باشید تا اینا کار کنند کت نویر تو که علاقه داری ولی تو لیدی باگ باید به کت علاقهمند بشی. لیدی باگ: اما استاد من یکی دیگه رو دوست دارم .... استاد : لیدی باگ به حرفم گوش من میدونم کی کی هستش پس این به نفع تو هستش  لیدی باگ: چشم استاد کت بیا بریم . کت: خدافظ استاد ولی دمت گرمممممم لیدی باگ : خوب کت خدافظ بعد دست کت رو گرفتم و گفتم من کمی هم به تو علاقه دارم وای گوشوارم تا بعد ...... کت: خدافظ با نوی من اها بعضی وقت ها فکر میکنم من و لیدی باگ همدیگر رو دیدیم و اون از من خوشش میاد اه..... این داستان ادامه دارد ........... خوب دوستای گل نظر فرا موش نشه نظرات باید 20 تا بشن تو این پست تا ادامه ی داستانو بذارم بوس نظر و امتیاززززززززززززز راستی اینم عکس داستانمونهههآپلود عکس



نظرات : نظرات الینا دوپایان چنگ

ابزار امتیاز دهی



عشق پیچیده قسمت پنجم

سه شنبه 27 تیر 1396 06:58 ب.ظ

نویسنده: julia leroy
موضوع: کمیک | آلیا و ولپینا | آدرین و کت نویر | مارینت و لیدی باگ |
طفلک:|
تازه اول خوابش بود
dpd8_14.jpg



نظرات : نظر

ابزار امتیاز دهی



عشق پیچیده قسمت چهارم

سه شنبه 27 تیر 1396 06:41 ب.ظ

نویسنده: julia leroy
موضوع: کمیک | مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر |
لو رفتن*_*
cmc_13.jpg



نظرات : نظر

ابزار امتیاز دهی



عشق پیچیده قسمت سوم

سه شنبه 27 تیر 1396 02:13 ب.ظ

نویسنده: julia leroy
موضوع: مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر | کمیک |
:)
btx2_12.jpg



نظرات : نظر

ابزار امتیاز دهی



عشق پیچیده قسمت دوم

سه شنبه 27 تیر 1396 12:47 ب.ظ

نویسنده: julia leroy
موضوع: کمیک | مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر |
سلااااااام
خیلی وقته پست نزاشتم
حتما دلتون تنگ شده*_*
خب اومدم با ادامه ی کمیک عشق پیچیده
نظرا بالا بره بعدی رو هم زود میزارم
واقعا بی نتی چ بده:(
o16m_11.jpg



نظرات : نظر

ابزار امتیاز دهی



خبر درمورد فصل 2 که خیلی رومانتیکههههههههههههههههه

دوشنبه 26 تیر 1396 09:52 ب.ظ

نویسنده: الینا دوپان چنگ
موضوع: فصل دوم | مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر | اخبار |
آپلود عکسسلام اومدم با کلی خوش حالی بعد این خبر مطمئنم وقتی اینو می خونید چشماتون اینطوری میشه و حالا بخونید:در فصل 2 بوسه های بیشتری بین مارینت و ادرین وجود خواهد داشت تکرار بوسه های بیشتر!! این تمرین نیست آپلود عکسنظر بدید بوسسسس



نظرات : نظرات الینا دوپایان چنگ

ابزار امتیاز دهی



وقتی آدرین میخواد دوست پسر خوبی باشد|:

جمعه 23 تیر 1396 03:50 ب.ظ

نویسنده: ✨zatanna✨
موضوع: عکس | آدرین و کت نویر | مارینت و لیدی باگ |
آدرین آموزش داره میده چطور میشه دوست پسر خوبی باشید:|




...

آدرین واقعا ریـــ...گند زدی:|
تو نمیخواد به ما چیز یاد بدی:|
تو که زور نداری بگیر یه گوشه بشین:|
ایش:|
نظر بدید:|



نظرات : نظرات

ابزار امتیاز دهی



هیجان شکار قسمت دوازدهم

جمعه 23 تیر 1396 01:01 ب.ظ

نویسنده: julia leroy
موضوع: کمیک | مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر | شخصیت های دیگر |
:)
5 نظر =بعدی
sxxn_thrill_of_the_hunt_ch1_p12_by_ipku-da426qi.png
این قسمت:
مین کوون:این بچه ها خیلی خوششون میاد دوست جدید پیدا کنن..و من خوب میدونم از کجا یکی پیدا بکنم.......سایمون میگه دستاتو ببر بالا...خب  سلام خوشگله..خجالت نکش..بیا پایین..همگی داوطلب بامزمونو تشویق کنید.......اسمت چیه خانومی؟
م:مارینت
مین کوون:خب مارگرت..این بروزوه..چطوره براش یه توپ پرت کنی؟........شما حالا دوست شدین
؟دوست شدن با یه حیوون؟عجیب تر از اونی هستین که فکر میکردم..کی اومده؟جوک هاش چرا بدن؟...چون اون پانچلاینه



نظرات : نظرات

ابزار امتیاز دهی



عشق پیچیده قسمت اول(ادامه ی شهر پر از دروغ)

جمعه 23 تیر 1396 12:48 ب.ظ

نویسنده: julia leroy
موضوع: مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر | کمیک |
خب فصل دوم شروع شد*_*اینم قسمت اولش:)jtei_10.jpg



نظرات : نظر

ابزار امتیاز دهی



شهر پر از دروغ قسمت نهم

پنجشنبه 22 تیر 1396 09:59 ب.ظ

نویسنده: julia leroy
موضوع: کمیک | مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر |
چند بار اومدم بزارم یه بار نت پرید..یه بار صدام کردن رفتم و برگشتم کامپیوتر خاموش بود..یه بارم نمیومد تو میهن بلاگ -_-
ولی خب حالا درست شد:)
این قسمت اخر فصل اولشه
نظرا زیاد بشه بعدی رو میزارم:)
8nd5_9.jpg



نظرات : نظر

ابزار امتیاز دهی



پیشی

پنجشنبه 22 تیر 1396 03:50 ب.ظ

نویسنده: julia leroy
موضوع: عکس | آدرین و کت نویر |
2wh_kitty_cat_by_mrnvlz-d9zu55x.png



نظرات : نظر

ابزار امتیاز دهی



شهر پر از دروغ قسمت هشتم

پنجشنبه 22 تیر 1396 01:35 ب.ظ

نویسنده: julia leroy
موضوع: عکس | کمیک | آدرین و کت نویر | مارینت و لیدی باگ |
^_^
7bcc_8.jpg



نظرات : نظر

ابزار امتیاز دهی





تعدادکل صفحات : 47 1 2 3 4 5 6 7 ...