miraculous ladybug - مطالب ☆ƒereรɦŧe☆

اخرین پستم در این وب

دوشنبه 18 شهریور 1398 09:08 ب.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
موضوع: اخبار | شخصیت های دیگر |
..
.
من از نویسندگی تو این وب انصراف میدم
وب جدید هم آمادس و میتونید از این به بعد اونجا بیاید



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 23 شهریور 1398 01:02 ق.ظ

بخونید دوستان :|

سه شنبه 12 شهریور 1398 12:13 ق.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
....و بعلهههه  حالا که بنده میخواستم لینک بدم که همه بیاید به وب جدید، یکی از دوستان زحمت کشیدن و اکانت تانیا رو موقتا هک کردن و قالب هر دو شعبه وب رو برگردوندن =|
چه کنیم گایز؟ وب جدید الان کاملا آمادس و من میتونم لینک بدم بیاید/ از طرفی اگه اینجا بمونیم، خعلی مشکلات دیگه از جمله نبود فعالیت و آفلاین بودن تمام نویسندگان به جز بنده هس -_-
بنظرید تا من بدونم تکلیفم چیه



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 12 شهریور 1398 11:54 ق.ظ

یه پیشنهاد واسه وب(همه میراکولرا بخونن) "در نظرسنجی شرکت کنید

جمعه 1 شهریور 1398 05:45 ب.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
موضوع: اخبار | شخصیت های دیگر |
با عرض سلام خدمت میراکولران گرامی خیلیاتون منو میشناسید و اونایی هم که تازه اومدن، ممکنه زیاد با من آشنایی نداشته باشن... به هر حال بنده نویسنده فرشته هستم کسی که از اول تاسیس این وب همراه بودم و بعد از دو سال جزئی از نویسندگان وب شدم و دو سه بار هم بخاطر مسائلی از وب رفتم ولی بازم بعدش با نام کاربری های مختلف اومدم....
خب... بریم سر اصل مطلب: این وب فروردین ماه سال95 توسط مدیر اصلی تانیا تاسیس شده و خیلیامون با این وب خاطره داریم و وابسته این وب شدیم و خیلی چیزای دیگه که خودتون بهتر میدونید... من تو این یکی دو ماه اخیر بخاطر موضوعی که درموردش پست گذاشته بودم، درست و حسابی نمیتونستم آنلاین باشم و به وب سر بزنم درسته نت داشتم ولی نمیتونستم درست و حسابی بیام اگه بخوام بگم خیلی طولانی میشه پس فقط در حد یه جمله کوتاه میگم که تو این یه ماه مامانم تو بیمارستان شاهرود پیش داداشم بود و خودمم مثل آواره ها چند روز چند روز خونه افراد فامیل.... از همتون هم بخاطر همدردی ها و دلداری ها تسلیت هاتون ممنون الهی دیگه کسی غم نبینه
اصل اصل حرفم اینه که: دیروز من بعد از یه هفته اومدم به وب بسرم که دیدم هتون از هکر وب میحرفید و قالب وب هم غیبیده -_- یکی از دوستان گفت اکانت تانیا هم هک شده که نمیتونه بیاد (احتمالا دلیل یکی دو سال نبود تانیا همینه)
حالا من یه پیشنهاد دارم که اگه ازش به خوبی استقبال شه، اجراش میکنم...
پیشنهادم اینه که این وب رو انتقال بدیم. میپرسید چطور؟ خب باید بگم که بنده از این به بعد و حتی تو دوران مدرسه بیشتر از بقیه انلاینم و میتونم تند تند به وب سر بزنم؛ میتونم یه وب بزنم و از این بعد فعالیتای این وب تو اون وب جدید انجام بگیره. وب همون میراکلس و کپی همین وب باقی میمونه ولی فقط با مدیریت جدید بعلاوه یک یا دوتا مدیر جانشین
هرکی موافقه تو همین پست اعلام کنه
اگه تعداد موافقین کم باشه، منم مثل هانا که تو وب داستانا پستیده، میرم :(





نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 1 شهریور 1398 07:47 ب.ظ

ریناماری

پنجشنبه 17 مرداد 1398 02:03 ب.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
موضوع: آلیا و ریناروژ | مارینت و لیدی باگ | شخصیت های دیگر | عکس |



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 مرداد 1398 02:03 ب.ظ

مارینت به سبک تیانا

پنجشنبه 17 مرداد 1398 02:00 ب.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
موضوع: مارینت و لیدی باگ | شخصیت های دیگر | عکس |
ترکیب اسمش میشه "ماریانا"  :)



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 مرداد 1398 02:00 ب.ظ

آدرینت به سبک سیندرلا

پنجشنبه 17 مرداد 1398 01:55 ب.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
موضوع: ادرینت | مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر | شخصیت های دیگر | عکس |



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 مرداد 1398 01:55 ب.ظ

مارینت به سبک مولان

پنجشنبه 17 مرداد 1398 01:49 ب.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
موضوع: مارینت و لیدی باگ | شخصیت های دیگر | عکس |

حوصلم پوکید



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 مرداد 1398 01:49 ب.ظ

یک عدد لاو...

یکشنبه 13 مرداد 1398 05:19 ب.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
موضوع: آدرین و کت نویر | شخصیت های دیگر | عکس |



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 مرداد 1398 05:19 ب.ظ

اگه تیکی شخصیت منفی بود....

یکشنبه 13 مرداد 1398 05:09 ب.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
موضوع: تیکی | شخصیت های دیگر | عکس |



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 مرداد 1398 05:10 ب.ظ

♡Adrinette♡

یکشنبه 13 مرداد 1398 04:30 ب.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
موضوع: ادرینت | مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر | شخصیت های دیگر | عکس |
حرفی ندارم فقط دیدم حوصلتون سر رفته گفتم بیام چندتا پست بزارم برم :)




نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 مرداد 1398 04:42 ب.ظ

آرزوی آدرینتی ها

جمعه 11 مرداد 1398 03:03 ب.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
موضوع: ادرینت | مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر | شخصیت های دیگر | عکس |

پ.ن: حرفای پایین ربطی به عکس بالا نداره :/
اول از همه ممنونم بابت همدردیتون در پست قبلیم
دوم اینکه... هانا چند روزه غیبش زده و معلوم نیس کجاس... کامنتای پستاش هم تایید نکرده و این بیشتر هممونو نگران کرده... هاناجون اگه هستی حداقل یه اعلام حضور کن و مارو از نگرانی دربیار. اگرم کسی خبری از هانا داره بگه بلکه از نگرانیمون کم شه
پ.ن: من اگه دو سالم خبری ازم نشه باز کسی نگرانم نمیشه -_- 




نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 11 مرداد 1398 03:03 ب.ظ

♥ :(

جمعه 4 مرداد 1398 05:06 ب.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆

اوج بدبختی یعنی یدفعه تصمیم بگیری از تهران بری مشهد، همون شب بین راه استراحت داشته باشی و صبحش دوباره راه بیوفتی و خودت و داداشت صندلی عقب بدون کمربند بین خواب و بیداری باشن و مادر و پدرت جلو کمربند بسته... بعد پدرت با مثل همیشه تو جاده خلوت با سرعت110 تا میره و یدفعه کنترل ماشین از دستش خارج میشه و ماشین چندتا ملق مزنه، ماشین داغون میشه و سر هممون ضربه میخوره ولی نه خیلی جدی، خودت بین شیشه صندق عقب گیر میکنی و داداش9 سالت از ماشین پرت شه بیرون و دندونش میشکنه و گوشه لبش پاره میشه و پهلوش جوری آسیب میبینه که احتیاج به عمل داره و از اون طرف پدرت سرش از دو طرف ضربه شدید بخوره جوری که خونریزی مغزی پیدامیکنه و دو سه ساعت بعد که میخوای بری ببینیش، خبر فوتش رو به خودت و مادرت بدن و کل فامیل در عرض دو ساعت خبردار شن و این خبر براشون عین یه دروغ غیرقابل باور بمونه و چند خانواده از فامیل هم راه بیوفتن بیان کمک....
دوستان عزیز این خبر واقعیته و من امروز(98/5/5)تو این تصادف پدرمو از دست دادم، پرسنل بیمارستان میگن تو اون جاده تو همین چند روز اخیر حدود5 تا تصادفی دیگه هم داشتن و امروزم به غیر از ما چند نفر تصادفی دیگه رو هم اوردن... تصادف هم جاده"شاهرود به سبزوار" ( جاده عباس آباد مَیامِی) [ملقب به:جاده مرگ/جاده نفرین شده/جاده مثلث برمودا] اتفاق افتاد... ممکن هم هست تو تلویزیون پخش بشه... بچه ها تروخدا مواظب باشید این بلا سر شماهم نیاد... بی پدری خیلی سخته... درسته فقط چند ساعت از فوت پدرم میگذره ولی برای من و مادرم اندازه یه عمر گذشت....




نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 مرداد 1398 12:13 ق.ظ

قهرمانای زگ هیرو

یکشنبه 23 تیر 1398 12:05 ق.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
موضوع: نینو/کاراپاس | کلویی و کویین بی | آلیا و ریناروژ | مارینت و لیدی باگ | آدرین و کت نویر | شخصیت های دیگر | عکس | پیکسی گرل |

البته فقط چندتاشونن. همشونن تو کادر عکس جا نشدن و قرار شد تو عکس بعدی باشن
خب... یه دور اسامی شخصیتای داخل عکسو میگم تا اونایی که نمیدونن باهاشون آشناشن :/   لیدی باگ و کت نوار و ریناروژ و کاراپاس و کویین بی رو که همه میشناسیم...  اون موطلایی لباس صورتیه که باللای صورتی داره و بین رینا و بی ایستاده پیکسی گرل عه و قدرت گل و گیاه داره، اون لباس سفیده که موهاش خرگوشی و قهوه ایه و بالاش رنگین کمونیه لیدی باترفلای عه، اون لباس نارنجیه که موهاش قرمزه لیدی دراگون عه و قهرمان اژدهاس، اون لباس آبیه که موهاش طلاییه و اون دوتا که لباساشون صورتی و آبیه و کنار کت نوار و کاراپاس هستن و نصفه تو عکس افتادن رو هم نمیشناسم  اینم بگم که قهرمانای معرفی شده قضیشون از میراکلس کاملا جداس و هرکدوم انیمیشن خودشو داره....



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 23 تیر 1398 12:05 ق.ظ

Lukanette's kiss

شنبه 22 تیر 1398 11:36 ب.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
موضوع: فصل سوم | لوکانت | لوکا | مارینت و لیدی باگ | شخصیت های دیگر | عکس |

اگه با اومدن اون اپیزود تمام تصوراتتون خراب شه و با این صحنه رو به رو بشید چیکار میکنید؟ :)



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 22 تیر 1398 11:36 ب.ظ

لوکانت و آموزش گیتار

شنبه 22 تیر 1398 11:27 ب.ظ

نویسنده: ☆ƒereรɦŧe☆
موضوع: لوکانت | لوکا | مارینت و لیدی باگ | شخصیت های دیگر | عکس |

لوکانتیا با لایکاتون اعلام حضور کنید، آدرینتیا لطفا خونسردی خود را حفظ کرده و کاری با لایکا نداشته باشید و بنده رو هم خفه نکنید چون دو طرفم(هم لوکانت و هم آدرینت)
پ.ن: تو عکس لوکا خنده ریزی میکنه و به ماری میگه: اشتباه(دستت) گرفتی عزیزم! / ماری با تعجب میگه: چی؟! / و لوکا خنده بلندی سر میدهد....





نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 22 تیر 1398 11:27 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 18 1 2 3 4 5 6 7 ...