miraculous ladybug - خداحافظی من و پروانه از وب

خداحافظی من و پروانه از وب

شنبه 18 فروردین 1397 11:30 ب.ظ

نویسنده: ✲پــریــســا✲
سلام به همه دوستای گلم
الان من و پروانه داریم دوتایی با هم این پست رو مینویسم.
خب راستش من و پروانه از همون لحظه ایی که با این وب اشنا شدیم هیچ وقت دلمون نمیخواست از این وب جدا بشیم...دوست داشتیم لحظه به لحظه بیام و به این وب سر بزنیم. از اون موقع این وب شده بود سرگرمی من و پروانه. اما حالا که فصل امتحانات نزدیکه ما باید این وب رو با تمام خاطرات تلخ و شیرینی که داشت ترک کنیم و خودمون رو برای امتحانات اماده کنیم. خب راستش من تو همین پست از مارینت جون...سارا جون و فرشته جون معذرت میخوام که به داستاناشون نظر ندادم. تو همین پست میگم که داستاناشون محشره...خیلی محشر حتی اگه قسمت های بعدی داستانشون رو بنویسن و من تو وب نباشم بازم میگم محشره.

و یک تشکر ویژه به عالیا جان بدهکارم...چون اون بود که همیشه پست های ما رو نظر بارون میکرد...واقعا اگه عالیا جان یک لحظه تو این وب نباشه وب اون صفای همیشگی رو نداره
ممنون که هستی عالیا جان...

خب الان من پروانه هستم منم باید مثل پرستو از همه شما دوستان عزیز خداحافظی کنم واقعا دوری از شما و این وب خیلی سخته...
راستش  از فردا امتحان های میان ترم ما شروع میشه و دیگه نمیتونیم بیام تو وب.
و اما در مورد داستان عشق پنهان باید بگم که داستان رو به کل کنسل کردم.
و دیگه ادامه نمیدم چون فکر میکنم داستانم زیاد عاشقانه نیست و شاید من بلد نیستم خوب داستان های عاشقانه بنویسم...شاید تجربه کافی تو نوشتن داستان های عاشقانه رو نداشته باشم
میخوام...رمان های عاشقانه بخونم تاتجربه خودم رو بالا ببرم

اون وقت میام و به جای داستان عشق پنهان براتون یک داستان عاشقانه و رومانتیک مینویسم...
البته بعد امتحان ها
امیدوارم ناراحت نشید...

و اما حرف اخر...دوستون داریم  مراقبت خودتون باشد
امیدواریم شما هم تو تمام مراحل زندگیتون موفق باشید

بعد امتحان ها دوباره برمیگردیم
خدانگهدار

(نویسنده: پرستو و پروانه)



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 19 فروردین 1397 12:09 ق.ظ