miraculous ladybug - داستان رویای حقیقی(پوستر)

داستان رویای حقیقی(پوستر)

جمعه 22 دی 1396 09:50 ب.ظ

نویسنده: Maria
.
خب.... ایده ی پوستر رو واسه داستانم نداشتم و دیدم که پرستوجان واسه داستانش پوستر ساخته،منم گفتم بسازم.
سه روزه دارم روش کار میکنم و اخرشم شد این:| ؛ دیروز هم مامانم میخواست گوشیشو بده موبایل فروشی فلش کنه،فیلم و عکسارو داشتیم انتقال میدادیم به گوشی بنده،درحال انتقال یدفعه گوشیم خاموش شدروشنش کردم دیدم سی ثانیه بعد دوباره خاموش کردتازه فهمیدم که یاخدا دوباره مثل سری پیش از این ویروس خفیف ها گرفته و مال منم باید فلش شه؛همه داستانام و عکسایی که داشتم پوستر میکردم و هزاران چیز دیگه هم تو حافظه خودگوشیم بود. هیچی دیگه.... روشنش کردم و یه قسمت از داستانمو فرستادم پیوی تلگرامم،همین لحظه خاموش کرد. تا وقتی کارای انتقال داستانام و عکسا به رَم و پیویم تموم شه،این کار رو هی تکرار کردم،دیگه داشتم کلافه میشدم،نمیتونیستم تا شنبه صبرکنم که بدیم فلش، اخر خودم با لپ تاپ رفتم نت سرچ کردم و بعد چندتا مکافات،بلاخره تونستم بازگشت به کارخونش کنم(هم مال خودم و هم مال مامانم رو) بعدشم شش ساعت باید صبرمیکردم تا بروز رسانی خودکار رو انجام بده،یه ساعت صبرکردم تا برنامه هام دان شه،از این طرف هم داداش کوچیکم خیلی زیادی رفته بود رو مخم،(به طوری که سردرد شدید گرفتم و سرم داشت میترکید).......بلاخره موفق شدم پوستر رو بسازم؛قرار بود دیروز داستانم رو بزارم ولی با این اتفاقات نتونستم
خب اینم پوستر:
تو پست بعدی هم داستانمو میزارم(فک کنم با دیدن پوستر، کل داستانو بفهمید)
.
.
همه چیزش کار خودمه حتی پس زمینش(عکاسش خودمم)
.
خب حالا نظررررر



نظرات : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 22 دی 1396 10:51 ب.ظ