miraculous ladybug - داستان ادریانا فصل ۱ قسمت ۸

داستان ادریانا فصل ۱ قسمت ۸

چهارشنبه 11 اسفند 1395 11:52 ق.ظ

نویسنده: .

سلام به همه
دلم براتون تنگیده بود
ولی متاسفانه معلمم درک نمی کنه من نیاز دارم برم نت
هی مشق مشق مشق
هی امتحان پشت امتحان
هی پرسش کلاسی های الکی پشت همدیگه
کلا نابودم کرده بود
انقدر که رمزم هم یادم رفت
بیخیال حالا
گفته بودم این قسمت ولفیناست آره؟
پس بکوب برو ادامه
البته گر یاد رفته داستان از چه قرار بود
بزن اینجا تا قسمت ۷ رو بخونی
اگرم یادته که چه بهتر
قراره هویت هاک ماف لو بره
قسمت نه کشف هویته
قسمت ده هم قراره ادرینت به هم برسن
ببخشید مخم خیلی کار نمی کرد
این قسمت دو بخشیه

ادریانا مثل هر روز ساعت شیش صبح داشت با گوشیش وبلاگ الیا رو زیر و رو می کرد که به یه عکس برخورد کرد.همون دختری که تو شو به ادرین رای داده بود...مارینت!کنار یه دختر با مو های قهوه ای ایستاده بود.هر دو لبخند می زدن و انگار که خیلی هم صمیمی بودن.راستی که چقدر بعضی ها شبیه به لیدی باگ هستن.

-ادرین!
-لیدی باگ؟
-بیشتر فکر کن...
-تو کی هستی؟
-یه همکار...یا شایدم یه دوست
-تمومش کن...خودت رو نشون بده!
(یه دختر با لباسای روباه و یه زن با لباسای طاووس وارد صحنه میشن)
-شما کی هستید؟
-ادرین....بعد از این همه سال؟حق داری من رو یادت نیاد...ولی یه مادر هرگز فراموش نمی کنه
-...(ادرین شوکه شده ولی تا به طرف اون زن میره تا نقابش رو برداره از خواب می پره)
ادریانا با نگرانی به ادرین خیره شده...
-حالت خوبه؟
-اره فقط یه کابوس بود
-ولی اگر کابوس بود لبخند نمی زدی
-من کی لبخند زدم دقیقا؟
-هیچی مهم نیست.
هردو با دیدن ساعت سر جا هاشون میخکوب شدن...دیر بود!
ادریانا برای اولین بار مدرسه ی ادرین رو میدید.خیلی بزرگ و با شکوه بود.اونا با دوچرخه تا مدرسه رفته بودن.برعکس همیشه همه داشتن از ادرین دوری می کردن.البته به جز نینو-الیا-مارینت-خواهرش ادریانا و دختر ایتالیایی ای که دانش اموز جدید بود.لیلا که جذب ادرین شده بود خیلی اروم اومد پیشش.مارینت دست الیا و ادریانا و نینو رو کشید و برد(از حسودی)لیلا ادرین رو به قدم زدن توی پارک دعوت کرد و گردنبندی که قبلا سفارش داده بود رو به اون نشون داد تا اون رو تحت تاثیر قرار بده.مارینت با شکل لیدی باگ ظاهر شد و همونطور که تو ولفیتا دیدید باعث اکوماتیز شدن لیلا شد.



نظرات : نظرات

ابزار امتیاز دهی